
فیلیپ جانسون معمار امریکایی که آثارش به شکل مدرن و پست مدرن بودند.
در میان طراحیهایش معروف ترین اثارش ساختمان شیشه در شهرکی به نام نیو کینن در ایالت کنتیکت امریکا، طراحی پست مدرن AT&T ، باغ مجسمه موزه هنر مدرن شهر نیویورک و پاویون کلمبیا در دامبارتان اوکس درواشنگتن.
در سال ۱۹۳۰ جانسون به عنوان اولین مدیر دپارتمان موزه هنرهای مدرن نیویورک انتخاب شد.
با قرار گرفتن در این سمت به عنوان مدیر جلساتی را با لوکوربوزیه و والتر گروپیس ترتیب داد، و پس از فرار میس وندروهه و مارسل بروئر از دست نازی ها به آنها کمک کرد تا در امریکا بتوانند به کارشان ادامه دهند.
در سال ۱۹۳۲ بهمراه هنری راسل هیچکاک اولین نمایشگاه مخصوص معماری مدرن را در این موزه برگزار کرد.
فیلیپ جانسون از طرفداران دو آتیشه ادولف هیتلر و جنبش نازیها بود. در زمان حمله نازیها به لهستان به عنوان خبرنگار فعالیت میکرد که آن وضعیت را فاجعه بار توصیف کرد.

بعد از ورود امریکا به جنگ جانسون کار خبرنگاری را کنار گذاشت و به سرعت نظرش تغییر پیدا کرد و در مدرسه طراحی هارواد جنبش ضد فاشیست را ساماندهی کرد که بعدها از انجام این کار به شدت ابراز پشیمانی کرد و به عنوان احمقانه ترین کارش از آن یاد میکرد.
وی در سال ۱۹۷۸ مدال طلا موسسه معماران امریکا را دریافت کرد و یکسال بعد از آن به عنوان اولین برنده جایزه پریتزکر انتخاب شد.
دوران ابتدایی زندگی و شغلی فیلیپ جانسون
فلیپ لکنت زبان داشت که سیکلوتیمیا تشخیص داده شد. در دانشگاه هاروارد تحصیل کرد و در آنجا مشغول به مطالعه بر دروس تاریخ، زبان شناسی و فلسفه شد.
جانسون در ایالت اوهایو بدنیا اما اصل و نسبش به نیو امستردام بر میگشت. ژاک کورتلیون از اجدادش بود که طراحی نقشه شهر جدید امستردام را انجام داد.
پس از فارغ التحصیلی شروع به سفر در اروپا کرد و مدت زیادی را در آلمان به سربرد که در آنجا خانه تابستانی داشتند. در آنجا شروع به بازدید از ساختمانهای کلاسیک و معماری گوتیک کرد و همراه شد با هنری راسل هیچکاک که یک مورخ مشهور معماری به شمار میآمد و امریکاییها را با لوکوربوزیه و والتر گروپیوس آشنا کرد.
در سال ۱۹۲۸ با لودویگ میس ون دروهه ملاقات کرد که در آن زمان مشغول به طراحی پاویون آلمان برای نمایشگاه بین المللی بارسلون ۱۹۲۹ بود، این ملاقات یک حس رقابت و همکاری بایکدیگر را تا پایان زندگی به آنها اهدا کرد.
فلیپ جانسون ثروت قابل توجهی داشت که بیشتر آن را در دوران جوانیش مدیون پدرش بود که به عنوان یک وکیل سرمایه گزاری های موفقی را در صنعت انجام داده بود.
در سال ۱۹۳۰ با ثروتی که داشت توانست یک دپارتمان جدید در موزه هنرهای مدرن نیویورک تاسیس کند و مسئولیت آن بخش را بر عهده بگیرد.

در سال ۱۹۴۱ زمانی که ۳۵ سال سن داشت جانسون راهی دانشکده طراحی هاروارد شد و بهمراه بروئر و گروپیوس مشغول به تحصیل شد.
در همان سال اولین ساختمان خودش را ساخت که تماما از میس وندر روهه تاثیر گرفته بود که هم اکنون توسط هاروارد خریداری شده است و در سال ۲۰۱۶ اقدام به بازسازی آن کرد.
در سال ۱۹۴۹ خانه شیشهای را طراحی کرد که محل زندگی شخیصش به حساب میآمد، این خانه با تاثیر گرفتن از معماران آلمانی که در ساختمانها به طور افراطی از متریال شیشه استفاده میکردند الهام گرفت.
استفاده ازمتریال شیشه این امکان را فراهم کرد که همه جهات به محیط اطراف دید داشت.

درسال ۱۹۵۶ برای طراحی و ساخت برج سیگرام به وندر روهه ملحق شد که توانست نقش کلیدی را در به کارگیری ایدههای میس وندر رروهه داشته باشد.
موفقیت برج سیگرام نقش پررنگی بر جریان کاری وی گذاشت.
استفاده از متریال فلز و شیشه در ساختن برج یکی از مشخصههای جدانشدنی در آن زمان بود که فلیپ با طراحی ساختمانهای تمام شیشهای به این کلیشه پایان داد و طراحی نما ساختمان را وارد مرحلهی جدیدی کرد.
در بین سالهای ۱۹۶۷ الی ۱۹۹۱ همکاری وی با جان بورگی ادامه داشت و میتوان این بازه را دوران طلائی کاری فلیپ جانسون نامگزاری کرد، طراحی و ساخت برج IDS در دوران طلائی کاری جانسون اتفاق افتاد، برجی که نماد آسمان خراش در مینیاپولیس است.

این کلیسا در ایالت کالیفرنیا واقع شده است و طراحی آن در سال ۱۹۹۵ توسط رابرت شولر انجام شد که در در سال ۱۹۸۰ جانسون به عنوان معمار این طرح این کلیسا را به شکل فعلی به سرانجام رساند، کلیسا کریستال از نظر موسسه معماران امریکا در بین محبوب ترین ساختمانهای امریکا در ربته ۶۵ قرار داده است.
